با سلام به وبلاگ معلم كلاس ششم خوش آمديد؛ لطفاً با نظرات خود ما را ياري نمائيد؛ اميدوارم لذت ببريد و براي بهتر شدن وبلاگ نظر بدهيد؛ آیا یک فرازمینی صحبت می کند؟ آیا این نامه ای از یک فرازمینی است؟
زیارت عاشورا

 

آیا یک فرازمینی صحبت می کند؟ آیا این نامه ای از یک فرازمینی است؟

  • ·        مقدمه مترجم

«این متن ترجمه فارسی «نامه‍ای از یک فرازمینی» است. این نامه طولانی برای بار اول به زبان فرانسه نوشته شده و سپس به انگلیسی ترجمه گردیده است. یکی از وب سایت های اینترنتی شرحی نیز بر آن نوشته که ابتدا ترجمه آن را قرار داده ام و سپس متن فارسی نامه، و در پایان متن انگلیسی نامه و منبع وب سایتی که از روی آن برداشته شده است؛ در ترجمه نامه با توجه به قابلیت های زبان فارسی سعی شده تا کمترین تغییر در انشای نامه داده شود. هدف از ترجمه آن به فارسی انتشار آن بین کاربران فارسی زبان دنیاست و بازنشر نسخه فارسی آن هیچ محدودیتی ندارد بلکه مورد طبع مترجم است، فقط تنها درخواستی که دارم این است که متن آن را به شکل ناقص منتشر نکرده و آن را به صورت کامل در وب سایت خود قرار دهید. امیدوارم خوانندگان آن به اشکالات انشایی و ترجمه با دیده اغماض بنگرند، با احترام»

 

  • مقدمه وب سایتی که نامه از روی آن برداشته شده است:

این نامه به صفحه سیستم ‍مدیریت پرونده MUFON با فرستنده‍ای از می سی سی پی پست شده است:

این نامه‍ای از فرازمینی به زمین است: آیا می‍خواهید خودمان را نشان دهیم؟

این نامه بلند به انسان زمینی بدون آدرسی برای پاسخگویی است.

 

شما میتوانید به اعتبار این نامه شک کنید ولی هر چه باشد ارزش دیدن را دارد

همه آنچه می‍توانم بگویم این است که به یک ایده خوب می‍ماند، منسجم بوده و با مهارت و در سطح بالایی از هوش و بلوغ نوشته شده است.

این نامه دارای مضامین قومیتی نیست و نویسنده درک بسیار خوبی از زبان و فیزیولوژی انسان دارد، اگرچه لحظاتی وجود دارند که گرامر با آنچه ما می‍شناسیم تفاوت دارد و تعدادی خطای زبانی نیز در آن دیده می‍شود.

 

هر کس این نامه را در فضای اینترنت منشر نموده این نظر را نیز گذاشته است

من آن را به شما نیز ارسال می‍دارم زیرا ممکن است واقعیت داشته باشد.

ادعای اصلی این نامه این است که تمدن انسانی در یک سقوط آزاد غیر قابل کنترل قرار گرفته که از درون در حال متلاشی شدن است و نمی‍تواند از طریق نظام های اجتماعی موجود درست شود.

پیشنهاد اصلی نامه این است که ظهور جمعی فرازمینی‍ها در آسمان کره زمین قادر است انسان را در راه پرده برداشتن از فریب و نیرنگ یاری سازد، بسیاری از مسایل و معماهای هستی را سر و سامان دهد، و یک مجذوب کننده فراهم نماید تا ذهنیت‍های مثبت را از درون گرداب مرگ جامعه بیرون کشیده وآنها را قادر سازد تا بر مرحله بعدی تکامل، تمرکز خود را آغاز نمایند.

پرسش اصلی در متن نامه این است که آیا شما می‍خواهید فرازمینی‍ها خود را نشان دهند.

 

فرازمینی در نامه چه خواستهای دارد؟

تماس با فرازمینیها به نسل انسان کمک خواهد کرد

فرازمینی اظهار می‍دارد که تماس مستقیم و مقداری کمک فرهنگی، ابزاری را برای غلبه بر سدهای اصلی موجود در جامعه انسانی و تکامل فرهنگی در اختیار قرار خواهد داد.

 

مردم زمین بهتر است از برقراری تماس حمایت کرده و خود را برای آن آماده سازند

فرازمینی می‍گوید که برای برقراری چنین تماسی زمینه‍های روحی ـ احساسی باید فراهم گردند. در پیرامون کره زمین، رضایت و خواست برای وقوع چنین تماسی باید ایجاد شود، و انسان های کمتری واکنش همراه با ترس از خود نشان دهند.

 

اگر شما تماس با فرازمینی را تایید نمایید ذهن شما پیام را به وی خواهد رساند

فرازمینی اظهار می‍کند که تنها یک پاسخ تله پاتیکِ با تمرکز داده شده، از سوی هر خواننده برای کمک به فرازمینی در دستیابی به نتیجه نهایی در اینکه این امر باید انجام گیرد یا خیر کافی خواهد بود.

 

به نظر میرسد این اولین پیام از سوی فرازمینی باشد و درخواست آن این است که به شکلی جهانی منتشر گردد

علیرغم اینکه در این زمان اینترنت به ضریب نفوذ بالایی در جهان دست یافته، فرازمینی می‍خواهد که این نامه، اولین ارتباط جمعی وی، به شکلی جهانی ترجمه شده و در گستره کره زمین انتشار یابد.

فردی که آن را بر روی اینترنت قرار داده با گفتن این جملات متن خود را به پایان می‍رساند:

این متن نامه است.

من در این نامه تغییری نداده‍ام.

تصمیم گیری با خودتان است.

 

  • ·        متن نامه

جهان را تغییر دهید! «تصمیم بگیرید آیا ما باید خودمان را نشان دهیم!»

هر شخصی این پیام ترجمه شده را به شما رسانده است مهم نبوده، و باید در ذهن شما ناشناس بماند.

آنچه شما با این پیام انجام می‍‍دهید مهم است!

هر یک از شما دوست دارید اراده آزاد خود را به کار ببندید و شادی را تجربه نمائید.

اینها خصوصیاتی هستند که به ما نشان داده شدند و اکنون ما به آنها دسترسی داریم.

اراده آزاد شما به میزان شناختی که از قدرت خودتان دارید بستگی دارد.

شادکامی‍ای که شما در خود احساس می‍کنید به محبتی که می‍دهید و دریافت می‍کنید وابسته است.

مانند همه تمدن‍های هوشیار در این مرحله از پیشرفت، شما نیز ممکن است خودتان را بر روی سیاره‍تان تنها احساس کنید. این عقیده شما را در مورد سرنوشت‍تان مطمئن می سازد.

در صورتیکه شما هنوز در لبه یک تحول بزرگ قرار دارید که تنها تعداد کمی از آن آگاه هستند.

ما در مورد اصلاح آینده‍تان مسئولیتی نخواهیم داشت، اگر شما تمایلی به آن نداشته باشید.

این پیام را همانند یک انتخابات جهانی در نظر بگیرید.

و به پاسخ‍تان مانند یک رأی نگاه کنید.

 

ما چه کسی هستیم؟

نه دانشمندان و نه نمایندگان مذهبی شما هیچ یک، در مورد پدیده‍های مبهم سماوی که بشر در طی هزاران سال مشاهده نموده با قاطعیت سخن نمی‍گویند.

کسی که برای دانستن حقیقت گام بر می‍دارد، باید بدون فیلتر اعتقاداتش با آن برخورد نماید، هرچه هم این عقاید برای وی قابل احترام باشند.

تعدادی از پژوهشگران ناشناس از میان شما که تعدادشان روز به روز بیشتر می‍شود در حال کاوش مسیرهایی جدید در دانش بوده و بسیار به واقعیت نزدیک شده‍اند.

امروز، تمدن شما با دریایی از اطلاعات غرق گشته که تنها بخشی کوچک از آن، قسمتی که کمترین آشفتگی را ایجاد می‍کند، به شکل وسیعی انتشار یافته است.

آنچه در تاریخ گذشته شما خنده دار و نامحتمل به نظر می‍آمد، به ویژه در پنجاه سال گذشته اغلب ممکن گشته و سپس به آن پی برده شده است.

آگاه باشید که آینده حتی بیش از این نیز شگفت انگیز خواهد بود. شما همانگونه که بهترین‍ها را می یابید بدترین‍ها را نیز کشف خواهید کرد.

مانند میلیاردها موجود دیگر در این کهکشان، ما نیز مخلوقاتی هوشیار هستیم که برخی افراد به آنها «فرازمینی» می‍گویند، اگرچه واقعیت بسیار ظریف تر از این است.

هیچ تفاوت پایه ای مابین ما و شما وجود ندارد، به غیر از آنچه در مراحل خاصی از تکامل تجربه نموده‍ایم. شبیه هر ساختار سازمانی دیگر، در روابط درونی ما نیز سلسله مراتب وجود دارد.

سلسله مراتبِ متعلق به ما بر پایه دانش چندین تمدن بنا نهاده شده است.

با موافقت همین سلسله مراتب است که ما به سوی شما آمده‍ایم.

مانند بیشتر شما، ما نیز در جستجوی وجود مطلق هستیم.

بنابراین ما آنچه به آنها خدایان یا الهه ها گفته می‍شود نبوده، بلکه عملا همانندهای شما در اتحادیه کیهانی هستیم.

ما از لحاظ فیزیکی، تا حدودی با شما تفاوت داریم ولی بیشتر ما دارای ظاهری انسانی هستیم.

موجودیت ما یک واقعیت است ولی بیشتر شما هنوز آن را درک نمی‍کنید.

ما صرفا موجودات قابل رصد نیستیم، ما همانند شما مخلوقاتی دارای وجدان هستیم.

شما موفق به درک ما نیستید برای اینکه ما بیشتر اوقات برای حواس و تجهیزات اندازه گیری شما نامرئی هستیم. ما در این برهه از تاریخ می خواهیم این خلاء را پر کنیم.

ما به این تصمیم جمعی رسیدیم ولی فقط این، کافی نیست.

ما به تصمیم شما احتیاج داریم.

از طریق این پیام، شما گیرندگان این تصمیم خواهید شد!

شما به طور شخصی.

ما بر روی زمین نماینده ای که قادر باشد در این تصمیم شما را یاری کند نداریم.

 

چرا ما قابل مشاهده نیستیم؟

در دوره های خاصی از تکامل، «تمدن های انسانی» موجود در کیهان به گونه جدیدی از علم دست یافتند که فراتر از کنترل مرئی ماده بود. مادی سازی و غیر مادی سازی ساخت یافته، جزئی از این علوم هستند.

این همان چیزیست که تمدن شما در تعداد کمی از آزمایشگاه‍های خود در همکاری نزدیک با موجودات فرازمینی دیگر به آن دست یافته است و این همکاری ها به بهای مصالحه های پرمخاطره‍ای بوده است که عمدا توسط بعضی از رهبران شما پنهان نگاه داشته می‍شوند.

جدای از اشیا یا پدیده‍های هوایی و فضایی که توسط جامعه علمی شما شناخته شده است، و به آنها لقب یوفو می‍دهید، در اصل سفینه های فضایی چند بعدی دیگری نیز ساخته شده‍اند که از این توانایی ها استفاده می‍کنند.

بسیاری از انسان ها با این سفینه‍ها تماس دیداری، شنیداری، لمسی یا ذهنی داشته‍اند، که بعضی از آنها تحت تأثیر نیروهای مرموزی هستند که بر شما کنترل دارند.

علت کمبود مشاهدات شما به دلیل برتری‍های قابل توجهی است که این سفینه‍ها در وضعیت غیر مادی از آن بهره می‍برند. وقتی شما قادر به مشاهده آنها نیستید، نمی توانید معتقد به وجود آنها نیز باشید.

ما کاملا این را درک می‍کنیم.

اغلب این مشاهدات بر پایه یک تماس فردی است و هدف آن برقراری ارتباط ذهنی بوده و نه اصلاح یک سیستم سازمان یافته. این تماس ها از جانب مخلوقاتی که شما را احاطه کرده‍اند انجام می‍گیرد ولی به دلایل و نتایج بسیار مختلف.

اراده موجودات چند بعدیِ منفی که در سایه حکومت عده معدودی از انسان‍ها، می‍خواهند در تمرین قدرت نقشی بازی کنند، بر این استوار است تا موجودیت و سلطه‍شان را مخفی نگاه دارند.

از طرفی خواست ما بر اراده آزاد انسان استوار است به گونه ای که مردم می‍توانند امورات شخصی خود را طوری مدیریت کنند که به شکل مستقل به بلوغ تکنیکی و روحی برسند.

ورود نوع بشر به خانواده تمدن کیهانی به شدت برای ما مطلوب است.

ما قادریم در روشنی روز ظاهر گشته و به شما در رسیدن به این اتحاد کمک نماییم.

ما این کار را تا کنون انجام نداده‍ایم؛ از آنجاییکه عده بسیار کمی از شما عمیقا خواستار آن بوده‍اید، به دلیل بی خبری، بی تفاوتی یا ترس، و به علت اینکه ضروری بودن این امر آن را توجیه نکرده است.

بسیاری از افرادی که در مورد ظاهر شدن ما مطالعه می‍کنند نورهای دیده شده در شب را می‍شمارند بدون اینکه راه را روشن کنند.

زمانی که صحبت از موجودات هوشمند است آنها تنها از دید اشیا به این موضوع می‍نگرند.

 

شما چه کسانی هستید؟

شما فرزندان نسل‍های متعددی هستید که در طول زمان بوسیله همکاری‍های متقابل یکدیگر پیشرفت نموده‍اند.

همین اصول برای تمدن‍های روی کره زمین نیز صادق است.

هدف شما اتحاد در جهت این اصول است تا یک پروژه مشترک را به انجام برسانید.

به نظر می‍رسد ظاهر فرهنگ های شما موجب جدا ماندن شما می‍گردد برای اینکه آن را به جای وجود عمیق‍تر خود جایگزین نموده‍اید. اکنون ظاهر مهم تر از ماهیت طبیعت ظریف شماست.

برای قدرت‍های در صحنه این ترویج ظاهر موجب ایجاد استحکاماتی در برابر هر گونه خطر می‍شود.

شما فرا خوانده می‍شوید تا بر ظاهر غلبه نمایید در حالیکه همچنان برای غنی بودن و زیبایی‍اش به آن احترام می‍گذارید.

درک ماهیت ظاهر موجب می‍شود که تمام انسان‍ها را با گوناگونی هایشان دوست داشته باشیم.

صلح به این معنی نیست که جنگ نکنیم، صلح یعنی شما تبدیل به آنچه در واقعیت هستید بشوید: که همان مفهوم «برادری» است.

برای فهمیدن این موضوع باید گفت، تعداد راه حل‍ هایی که در دسترس‍تان هستند در حال کاهش است. یکی از آنها تماس با تمدنی دیگر است که تصویری از آنچه خود در واقعیت هستید منعکس خواهد نمود.

 

موقعیت شما چگونه است؟

به جز در موارد نادر، مداخله‍های ما همیشه تاثیرات ناچیزی بر روی توانایی شما جهت اتخاذ تصمیمات جمعی و فردی در مورد آینده‍تان داشته است.

دانش ما در زمینه مکانیزم عمیق فیزیولوژیک شما ما را وادار به این امر نموده است. ما به این نتیجه رسیدیم که هر چه سطح آگاهی موجودی از خود و پیرامونش افزایش یابد، به میزان آزادی بیشتری دست یافته و به طور تدریجی از محدودیت‍ها و بازدارندگی‍ها خلاصی می‍یابد، حال هر چه می خواهند باشند.

علیرغم وجود انسان‍های بسیار با وجدان‍های شجاع و مشتاق، عوامل بازدارنده ذکر شده به شکل ساختگی برای استفاده قدرتی متمرکز و رو به رو رشد ایجاد شده‍اند.

تا همین اواخر، نوع بشر احاطه‍ای قانع کننده روی تصمیمات خود داشت.

اما به دلیل استفاده روز افزون از تکنولوژی‍های پیشرفته، نوع بشر در حال از دست دادن هر چه بیشتر کنترل خویش بر سرنوشتش است؛ این فناوری‍ها موجب بروز نتایجی مهلک وبرگشت ناپذیر براکوسیستم زمینی و انسان شده‍اند.

به طور قطع شما در حال از دست دادن تدریجی توانایی شگفت آور خود برای لذت بردن از زندگی هستید.

انعطاف پذیری شما مستقل از اراده‍تان به شکلی ساختگی کاهش خواهد یافت.

فناوری‍هایی موجود هستند که همانگونه که ذهن تان را تحت تاثیر قرار می‍دهند بدن‍تان را هم متاثر می‍نمایند. چنین اهدافی در برابر انسان قرار گرفته‍اند. این وضعیت تا جایی که شما این قدرت خلاق را در خود حفظ نمایید قابل تغییر است، حتی اگر قدرت شما مجبور به همزیستی با نیت‍های شوم حاکمان‍تان باشد.

به این دلیل است که ما نامرئی باقی می‍مانیم. این قدرت فردی محکوم به فناست تا زمانی که واکنشی جمعی با نیرویی عظیم اتفاق نیافتد.

دوره ای که می‍آید دوره گسست است، حال هر کدام که می‍خواهد باشد.

 

اما، آیا شما باید منتظر آخرین لحظه برای پیدا کردن راه حل باقی بمانید؟

آیا میتوانید این امر را به جلو بیاندازید یا باید همچنان درد را تحمل کنید؟

تاریخ شما پر است از برخورد مابین مردمی که مجبور بوده‍اند همدیگر را کشف کنند، درست در شرایطی که با هم درگیر بوده‍اند.

فتوحات تقریبا همیشه در جهت زیان دیگران اتفاق افتاده‍اند.

اکنون زمین به سان دهکده‍ای در آمده است که همه در آن یکدیگر را می‍شناسند ولی شدت و مدت درگیری‍ها و تهدید‍ها، از هر نوعی هر روز بیشتر می‍شود.

اگرچه یک انسان در مقام یک فرد، هرچند دارای توانایی‍های بالقوه‍ای باشد، قادر به به کارگیری آنها در جایگاه خود نیست.

این موردی است که برای اکثریت شما به دلایلی که لزوما جغرافیایی ـ سیاسی هستند، صدق می‍کند.

چندین میلیارد از شماها وجود دارند.

شرایط زندگی شما و تحصیل فرزندان‍تان، همینطور وضعیت انواع حیوانات و بیشتر زندگی گیاهی بر روی زمین بدون شک زیر انگشت تعداد اندکی از نمایندگان سیاسی، اقتصادی، نظامی و مذهبی شما هستند.

افکار و عقاید شما در جهت تبدیل شما به یک برده، از روی علایق چریک ها الگوبرداری شده‍اند، در حالیکه آنها در همان زمان این حس را به شما می دهند که دارای احاطه تام بر سرنوشت خودتان هستید، و این واقعیت است.

ولی زمانی که قواعد واقعی بازی معلوم نیستند، فاصله زیادی بین آرزو و واقعیت وجود دارد. این دفعه، شما دیگر فاتح نیستید.

تعصب نسبت به اطلاعات، در طول هزار سال، راهبردی برای انسان ها بوده است.

القای افکار، احساسات یا ارگانیسم‍هایی که متعلق به شما نیستند، توسط تکنولوژی‍های تک منظوره، حتی راهبردی قدیمی تر است.

فرصت‍های شگفت انگیز پیشرفت، درست نزدیک تهدیدات مرتبط با سلطه یا تخریب قرار می‍گیرند.

این تهدیدها و فرصت‍ها در حال حاضر وجود دارند.

اگرچه، تنها آنچه را به شما نشان می‍دهند می توانید درک کنید.

پایان منابع طبیعی برنامه ریزی شده است در حالیکه هیچ پروژه عمومی دراز مدتی آغاز نشده است. مکانیسم‍های فرسایش اکوسیستم به شکلی برگشت ناپذیر از حد خود تجاوز کرده‍اند.

کمیاب بودن منابع و توزیع بی رویه آنها ـ منابعی که قیمت آنها روز به روز افزایش می‍یابد ـ جنگ‍هایی خانمان سوز در مقیاس وسیع بر جای خواهد گذاشت؛ درست در قلب شهرها و حومه شان.

نفرت بیشتر می‍شود ولی محبت نیز همینطور.

همین است که شما را نسبت به قابلیت‍تان در یافتن راه حل دلگرم می‍سازد. اما توده بحرانی ناکافی بوده و خرابکاری به شکلی زیرکانه در حال انجام گرفتن خواهد بود. (توده بحرانی: منبع انرژی)

رفتارهای انسانی، که طبق عادات و سنت‍های گذشته شکل گرفته‍اند، چنان بازدارندگی‍ای خواهند داشت که این دورنما را به یک بن بست خواهند کشاند.

شما این مشکلات را به نمایندگان‍تان واگذار می‍کنید که وجدان آنان نسبت به رفاه عمومی، در مقابل علایق اتحادیه‍شان، همراه با آن مشکلات به آرامی محو خواهد شد.

آنان همیشه بر روی شکل و ظاهر با هم در حال منازعه هستند ولی به ندرت به محتوا می‍پردازند. تأخیرها کار را به جایی خواهد کشاند که درست در لحظه عمل شما به عوض انتخاب مجبورید تسلیم شوید.

به این علت است که تصمیمات امروز شما بیشتر از همیشه در تاریخ تان، به شکلی مستقیم و مؤثر بر نجات آینده تأثیر خواهد داشت.

چه پدیده‍ای می‍تواند این بازدارندگی را که در هر تمدنی امری طبیعی است از بنیان اصلاح نماید؟

از کجا یک هوشیاری جمعی و متحد کننده به وجود خواهد آمد که قادر است این هجوم کور را در پیش رو متوقف نماید.

قبایل، جمعیت‍ها و ملل انسانی همیشه با یکدیگر در حال برخورد و نزاع بوده‍اند. با در نظر گرفتن تهدیدات مرتبط با خانواده این انسان‍ها، احتمالا گذشت زمان موجب ایجاد تنش دیگری بین شان شده است. یک موج غلطان بزرگ در راه رخ دادن است.

این موج جنبه های بسیار مثبت و بسیار منفی را در بر دارد.

 

«شخص سوم» چه کسی است؟

دو راه برای برقراری یک ارتباط کیهانی با تمدنی دیگر وجود دارد: از طریق نمایندگان ثابت آن یا مستقیما با افراد معمولی.

راه اول مستلزم نزاع برای علایق است، راه دوم هوشیاری می‍آورد.

راه اول توسط گروهی از تمدن‍ها انتخاب شده بود که انگیزه‍شان حفظ نوع بشر در بردگی بود و بدین وسیله قادر به احاطه بر منابع زمین، استخر ژنی و انرژی عاطفی انسان بودند.

راه دوم توسط گروهی از تمدن ها انتخاب شده بود که با سرچشمه روح خدمت هم پیمان بودند.

ما در نهایت با این سرچشمه بی طرف پیمان بسته و چند سال قبل خود را به نمایندگان قدرت انسانی معرفی نمودیم و آنان دست کمک ما را به بهانه وجود مصالح ناسازگار با تصورات راهبردی شان رد کردند.

به همین علت است که امروز هر فردی این انتخاب را باید خودش انجام دهد بدون این که نماینده‍ای در این مسأله دخالت داشته باشد.

آنچه ما در گذشته به آنهایی که معتقد بودیم دارای توانایی همکاری در شادمان ساختن شما هستند، پیشنهاد دادیم، اکنون به شما پیشنهاد می‍دهیم!

بیشتر شما نقشی را که مخلوقات غیر انسانی در تمرین قدرت بازی می‍کنند نادیده می‍گیرید، بدون اینکه به آنها مظنون شوید یا برای حواس شما قابل دسترس باشند.

این یک واقعیت بزرگ است که آنها به شکلی زیرکانه کنترل را در دست گرفته‍اند.

آنها لزوما به طرح های مادی شما وابسته نیستند و این همان چیزی است که آنها را در آینده نزدیک به شدت تاثیر گذار و ترسناک می‍سازد.

هرچند، بدانید عده زیادی از نمایندگان شما در حال مبارزه با این خطر هستند!

اطمینان داشته باشید که همه آدم ربایی ها بر ضد شما نیستند. تشخیص واقعیت مشکل است! چگونه می‍توانید تحت چنین شرایطی اراده آزاد خود را به کار بیاندازید وقتی این قدر در قضایا دستکاری انجام می‍شود؟

 

شما واقعا در چه چیز دارای آزادی هستید؟

صلح و اتحاد دوباره مردمان‍تان اولین قدم برای هماهنگی با تمدن‍هایی به غیر از تمدن شما خواهد بود.

این دقیقا همان چیزی است که کسانی که دستی در پشت صحنه دارند می‍خواهند به هر قیمتی جلوی آن را بگیرند، چون، با جدا کردن، حکومت می‍کنند! آنها بر کسانی که بر شما حاکمیت دارند نیز حکومت می‍کنند.

قدرت آنها از توانایی‍شان در سلب اعتماد و ایجاد ترس در شما ناشی می‍شود. این امر به طبیعتِ شدیدن کیهانی شما به طور قابل ملاحظه ای آسیب می‍رساند.

این پیام هیچ سودی نخواهد داشت اگر فرافکنی این مداخله گران به نهایت خود نرسد و اگر نقشه‍های گمراه ساز و جنایت آمیز آنها از حالا تا چند سال دیگر جامه عمل به خود نگیرد.

بن بست های آنان نزدیک است و نوع بشر برای ده دوره آینده آزارهای بی‍سابقه‍ای را متحمل خواهد شد.

برای دفاع از خودتان در برابر این تجاوز که هیچ تصوری از آن ندارید، حداقل باید اطلاعات کافی برای رسیدن به راه حل داشته باشید.

همانطور که در بین انسان‍ها ایستادگی دیده می‍شود، مقاومت در میان این تمدن های غالب نیز وجود دارد.

اینجا دوباره، شکل و ظاهر برای شناخت سلطه گر از متحد کافی نخواهد بود. در وضعیت روحی کنونی شما، فرق گذاشتن مابین این دو به شدت سخت است.

علاوه بر بصیرت‍تان، هنگامی که زمانش فرا رسیده باشد آموزش نیز لازم خواهد بود. ما با داشتن آگاهی کامل از ارزش بی‍مقدار اراده آزاد، می‍خواهیم جایگزینی برای شما معرفی کنیم.

 

چه پیشنهادی میتوانیم به شما دهیم؟

ما می‍توانیم به شما دید کلی تری از جهان و زندگی، روابط سازنده، تجربه روابط دوستانه و برادرانه، دانش فنی نامحدود، نابودی دردها و آلام، شکوفا سازی نیروهای فردی، دسترسی به اشکال جدیدی از انرژی، و در پایان درکی بهتر از خود آگاهی ارائه دهیم.

ما نمی‍توانیم به شما در غلبه بر ترس‍های فردی و جمعی‍تان کمک کنیم، یا برای‍تان قوانینی بیاوریم که آنها را نمی‍پسندید، برای ساختن دنیایی که می‍خواهید، برای پرواز روح جستجوگرتان به آسمان‍هایی جدید، بر روی خودتان، تلاش‍های فردی و جمعی‍تان کار کنید.

 

ما چه دریافت خواهیم کرد؟

اگر تصمیم گرفتید که چنین تماسی بین ما و شما برقرار شود، ما مفتخر می‍شویم تا از برابری متحدانه در این ناحیه از جهان محافظت نماییم، تبادل مفید دیپلماتیک داشته باشیم، و بسیار شادمان می گردیم از اینکه بدانیم شما برای دستیابی به آنچه جزو توانایی‍هایتان است با هم متحد شده‍اید.

احساس شادکامی به شدت در جهان جستجو می‍شود، برای اینکه انرژی آن خدایی است. سوالی که از شما می‍پرسیم چیست؟

«آیا میخواهید خودمان را به شما نشان دهیم؟»

چطور می‍توانید پاسخ این پرسش را بدهید؟

حقیقت روح را می توان توسط تله پاتی خواند.

شما فقط باید این پرسش را به شکلی واضح از خودتان بپرسید و همانطور واضح پاسخ بگویید، آنطور که دوست دارید، توسط شخص خودتان یا در یک گروه دسته جمعی.

اینکه در قلب یک شهر باشید یا در وسط یک بیابان بر روی میزان تاثیر جوابتان اثری ندارد،

بله یا نه، فورا پس از اینکه سوال را از خود پرسیدید؟

طوری پاسخ این پرسش را بدهید انگار دارید با خودتان صحبت می‍کنید ولی راجع به پیام فکر می‍کنید.

این یک پرسش عمومیست و این چند کلمه صرف که در متن آن است، دارای مفهومی عمیق.

شما نباید در این مسیر درنگ به خود راه دهید.

به همین علت باید در آرامش به آن فکر کنید، با تمام وجدانتان. برای اینکه پاسخ خود را به طور کامل با پرسش مرتبط کنید، پیشنهاد می شود یکبار دیگر این متن را خوانده و آنگاه پاسخ دهید.

برای جواب دادن شتاب نکنید.

نفسی عمیق کشیده و اجازه دهید قدرت اراده آزاد‍تان در شما نفوذ کند.

به آنچه هستید افتخار کنید! مشکلاتی که ممکن است شما را تضعیف کرده باشد. آنها را به فراموشی بسپارید تا برای دقایقی متعلق به خودتان باشید. نیرویی را که درونتان در حال جهیدن است احساس کنید. شما تحت کنترل خود هستید!

یک فکر ساده، یک پاسخ ساده، می‍تواند آینده نزدیک شما را از هر جهت متحول سازد.

تصمیم فردی شما در خود درونی‍تان، مبنی بر اینکه ما خود را در روشنایی روز نشان دهیم برای ما پر ارزش و ضروری است.

اگرچه می‍توانید راهی را که برایتان مناسب‍تر است برگزینید، اساسا تشریفات بی فایده‍اند.

یک درخواست خالصانه که از ته قلب و توسط اراده خودتان کرده‍اید همیشه توسط اشخاصی از ما که به سویشان فرستاده شده، قابل دریافت خواهد بود. شما در اتاقک خصوصی رای گیری خود، آینده‍تان را تعیین می‍کنید.

 

اثر اهرمی چیست؟

این تصمیم توسط اکثریت افراد میان شما گرفته نخواهد شد، حتی ممکن است عده‍ای در اقلیت باشند.

پیشنهاد می‍شود این پیام را پخش کنید، با تمام روش‍های قابل تصور، به هر تعداد زبان ممکن، برای آنهایی که در اطرافتان هستند، جدای از اینکه به نظر برسد پذیرای این نگاه نو نسبت به آینده باشند یا خیر.

این کار را اگر به شما کمک می‍کند با استفاده از تمسخر یا لحنی طنز آلود انجام دهید. اگر احساس راحتی بیشتری می‍کنید حتی می‍توانید به شکل عمومی توسط آن ایجاد سرگرمی کنید اما نسبت به آن بی تفاوت نباشید زیرا حداقل اراده آزاد خود را به کار انداخته اید.

پیامبران دروغین و عقایدی که راجع به ما به شما گفته شده را فراموش کنید. این یکی از دوستانه ترین چیزهاییست که ممکن است از شما خواسته شود. تصمیم گیری توسط شخص خودتان به عنوان یک فرد، حق شما و مسئولیت‍تان است.

بی خیال بودن فقط منجر به نبود آزادی می‍شود.

مشابه آن، تردید نیز هرگز مؤثر نخواهد بود.

اگر واقعا می‍خواهید به اعتقادات خود وفادار بمانید، این برای ما قابل درک است، بنابراین نه بگویید.

اگر شما نمی‍دانید چه چیزی انتخاب کنید، صرفا به دلیل کنجکاوی بله نگویید.

این یک نمایش نیست، این زندگی واقعی هر روزه است، ما زنده هستیم! و در حال زندگی کردن!

تاریخ شما دارای صحنه های فراوانی است از مردان و زنانی مصمم که قادر بودند علی‍رغم تعداد کمشان رشته‍ای از وقایع را تحت تاثیر خود قرار دهند.

همانطور که وجود تعداد کمی روی کره زمین برای در اختیار گرفتن قدرت دنیوی و اثر گذاشتن بر روی آینده اکثریت کافی است، عده کمی از شما نیز می‍توانند سرنوشت‍تان را در پاسخ به ناتوانی در برابر این همه موانع و عوامل بازدارنده تغییری اساسی دهند! شما می توانید ورود نوع بشر را به برادری کیهانی آسان سازید.

یکی از اندیشمندان شما زمانی گفت: «دستم را بگیرید و آنگاه زمین را بلند خواهم کرد».

بنابراین انتشار این پیام دستی خواهد بود برای قوی شدن، ما اهرمی با طول چندین سال نوری خواهیم بود، شما استادانی خواهید بود که زمین را متعاقب ظهور ما بلند خواهید کرد.

 

نتایج یک تصمیم مثبت چه خواهد بود؟

برای ما، نتیجه آنی یک تصمیم جمعی مطلوب، تجسم تعداد بسیاری سفینه در آسمان و بر روی زمین شما خواهد بود.

برای شما، تاثیر مستقیم آن، رها کردن آنی بسیاری از قطعیات و عقاید خواهد بود.

یک تماس ساده بصری در نهایت عکس العمل عظیمی بر آینده شما خواهد داشت. حجم زیادی از دانش برای همیشه اصلاح خواهد شد.

سازمان جوامع شما برای همیشه در تمام زمینه‍های فعالیت، خود را به بالا خواهد کشید. نیرو به صورت امری فردی تبدیل خواهد شد زیرا شما خود خواهید دید که ما داریم زندگی می‍کنیم. قطعا، شما مقیاس ارزش‍هایتان را تغییر خواهید داد.

مهم ترین چیز برای ما این است که نوع بشر در مقابل این «ناشناخته»ای که ما به وی ارائه می‍نماییم تشکیل یک خانواده ساده خواهد داد!

خطر به آرامی از خانه‍هایتان محو خواهد شد برای اینکه شما به شکلی غیر مستقیم، عوامل غیر مطلوب، همان هایی که آنها را «شخص سوم» می‍نامیم، وادار می‍کنید تا خود را نشان داده و سپس ناپدید شوند.

همگی شما یک نام را به یدک کشیده و ریشه هایی مشترک خواهید داشت:

نوع بشر!

بعدها، اگر خواسته‍تان چنین باشد، تبادلات صلح آمیز و محترمانه نیز امکان پذیر خواهد شد.

در این برهه از زمان، آن کس که گرسنه است نمی‍تواند بخندد، و آن کس که در ترس باشد نمی‍تواند به ما خوش آمد بگوید.

ما غمگین هستیم از اینکه مردان، زنان و کودکانی را می‍بینیم که تا این حد در جسم و قلب‍شان در حال درد کشیدن هستند و چنین نوری می‍خواهد در وجودشان روشن شود.

این نور می‍تواند آینده شما باشد.

روابط ما می‍توانند به تدریج گسترش یابند. چندین مرحله طی چندین سال یا دهه رخ خواهد داد: ظهور گویای سفینه‍های ما، ظهور فیزیکی ما در کنار نوع بشر، همکاری در تحول فنی و روحی شما، کشف قسمت‍های مختلف کهکشان.

در هر زمانی، پیشنهادهایی تازه به شما داده خواهد شد.

آنگاه شما خود تصمیم خواهید گرفت از مراحل جدید عبور کنید اگر که فکر می‍کنید این امر برای سعادت شما لازم است.

هیچ مداخله‍ای به شکل یک طرفه انجام نخواهد گرفت. ما به محض اینکه شما به طور جمعی آرزوی رفتن‍مان را داشته باشید، شما را ترک خواهیم کرد.

بسته به سرعت انتشار این پیام در پهنه کره زمین، چندین هفته یا حتی چندین ماه قبل از وقوع «ظهور بزرگ» ما، زمان لازم خواهد بود، اگر این امر توسط اکثریت آنهایی که از توان خود برای انتخاب استفاده کرده‍اند، تصمیم گرفته شده باشد، و نیز اگر این پیام از حمایت کافی برخوردار باشد.

تفاوت اصلی بین دعاهای هر روزه شما برای وجودی با طبیعت صرفا روحانی و انتخاب کنونی شما، بی نهایت ساده است: ما از لحاظ فنی این امکان را داریم که خود را ظاهر نماییم.

 

چرا به چنین تصمیم تاریخی دشواری نیاز است؟

ما می دانیم که «بیگانگان» تا زمانی که برچسب «ناشناخته» را با خود به همراه دارند به عنوان دشمن تلقی می‍شوند.

در یک مرحله ابتدایی، حسی که ظهور ما ایجاد خواهد کرد روابط شما را در یک مقیاس جهانی تقویت خواهد نمود.

چگونه می‍توانید بفهمید که آمدن ما نتیجه یک تصمیم جمعی بوده است؟

به این علت ساده که ما در هر حال برای مدت زمانی طولانی به قدمت هستی شما، آنجا وجود داشته‍ایم! اگر هنوز آنجا نیستیم، به دلیل این است که شما به شکل قطعی تصمیم نگرفته‍اید.

بعضی از شما ممکن است اینطور فکر کنند که ما شما را مجبور به باور به انتخابی تعمدی نموده‍ایم تا رسیدن خود را مشروع جلوه دهیم، حال که این درست نخواهد بود.

این چه فایده‍ای برای ما دارد که آنچه را هنوز شما به آن دسترسی ندارید، به شکل عمومی و برای بهره بردن اکثریت، به شما پیشنهاد دهیم؟

چگونه می‍توانید اطمینان حاصل کنید که این نیز حرکتی ماهرانه از سوی «شخص سوم» نیست تا شما را بهتر برده خود نسازد؟

برای اینکه هر شخص با چیزی که برایش شناخته شده است مؤثرتر از چیزی که نمی‍شناسد مبارزه می‍کند.

آیا تروریسم که شما را به تحلیل می‍برد یک مثال آشکار از این امر نیست؟ هرچه باشد، شما تنها قاضی قلب و روح خود هستید!

انتخاب شما هر چه باشد، برای ما قابل احترام است و به آن احترام می گذاریم!

در غیاب نمایندگان انسانی که به شکل بالقوه می‍توانند شما را گمراه سازند، تا شما همه چیز را راجع به ما نادیده بگیرید و همینطور از جانب آنهایی که شما را بدون رضایت‍تان به بازی می‍گیرند.

در موقعیت شما، آن اصل احتیاطی که اصرار می‍ورزد تا ما کشف نشویم دیگر غلبه‍ای ندارد. شما در هر حال در «جعبه پاندورا» قرار دارید که «شخص سوم» پیرامون تان ایجاد کرده است. (جعبه پاندورا: استعاره از منبع پیدایش مشکلات)

انتخاب شما هر چه باشد مجبور خواهید بود که آن را پشت سر بگذارید. در روبرو شدن با چنین وضع مشکلی، جهل در مقابل دیگری، نیاز دارید تا پاسخ را از درک خود بگیرید.

آیا شما می‍خواهید ما را با چشمان خود ببینید، یا تنها به آنچه اندیشمندان‍تان می گویند باور دارید؟ این آن سوال واقعی است!

بعد از هزاران سال، یک روز، این انتخاب قصد آن دارد تا اجتناب ناپذیر شود: انتخاب میان دو ناشناخته.

 

چرا باید چنین پیامی را میان خودتان انتشار دهید؟

این پیام را ترجمه کرده و آن را به شکلی گسترده منتشر نمایید.

این عمل آینده شما را به شکلی تاریخی و غیر قابل باز گشت در مقیاس هزاره ها متحول خواهد کرد، در غیر اینصورت، بالاخره بعد از چندین سال فرصتی جدید برای انتخاب در اختیار یک نسل قرار خواهد داد، البته اگر این نسل بتواند دوام بیاورد.

انتخاب نکردن یعنی تحمل انتخاب مردم دیگر. اطلاع ندادن به دیگران یعنی ضرر در گرفتن نتیجه‍ای که بر خلاف انتظارات یک فرد است.

بی تفاوت ماندن یعنی یک شخص اراده آزاد خود را واگذار می‍کند.

همه این مربوط به آینده شماست. همه این مربوط به تکامل شماست.

ممکن است این دعوت موافقت جمعی شما را به همراه نداشته باشد، و بنابراین به دلیل نداشتن اطلاعات، نادیده گرفته شود.

با این وجود خواست هیچ فردی در عالم بدون توجه باقی نمی‍ماند.

تصور کنید ما فردا می‍آییم. هزاران سفینه. یک شوک فرهنگی منحصر به فرد در تاریخ بشر امروزی.

اگر انتخاب نکرده و پیام را منتشر نکنید برای پشیمانی خیلی دیر خواهد شد به این دلیل که این کشف برگشت ناپذیر است.

ما اصرار می ورزیم که شما در این انتخاب عجله نکنید، ولی در مورد آن تامل کنید! و تصمیم بگیرید!

رسانه های بزرگ لزوما برای انتشار این پیام اشتیاق نشان نخواهند داد. بنابراین این وظیفه شماست که به عنوان یک ذات دوست دارنده و یک موجود متفکر فوق العاده و ناشناس، آن را انتشار دهید.

شما همچنان معماران سرنوشت خود هستید… «آیا میخواهید خودمان را نشان دهیم؟»



تاريخ : شنبه 22 ارديبهشت 1397برچسب:, | 7:16 | نویسنده : محمد ابراهيم پاشا |